دنیا مرا رها کن...
روزگار غریبی است که دنیا با ما وفا نکرد. دنیا خیلی ظالم و بی رحمی. همه را از من گرفتی مرا تنها و بی پناه در خود رها کردی. مردی مرا هم با خودت ببر. دنیا ازت بدم میاد مرا هم از خود بران که من جایی در دل ظالمان ندارم.
دنیا ادمهایی با قلب سنگی را در خود پرورش دادی نفهمیدی قلب من از شیشه نه از سنگ است که با تلنگری میشکند. دنیا مرا ببین. باران اشک مرا ببین. اشک من دامن تو رو رویاند اما قلبت را نه. خوشحالم که یک بار بیشتر به تو نمی ایم. چون تو به من وفا نکردی پس مرا نیز به تو وفایی نیست. سالهاست از تو خداحافظی کرده ام. از آن زمان که بی رحمانه عزیزان مرا در خود بلعیدی ، یکایک عزیزانم را گرفتی فهمیدم مرا به بودن از تو امیدی نیست. از تو شاکیم دنیا مرا رها کن...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دنیا مرا رها کن... 
